پرسه در متون کلاسیک؛ ماکس مولر و علم زبان
زبانی که ما به آن سخن میگوییم و زبانهایی که در جایجای گیتی به آنها تکلم میشود از سپیدهدم زیستن و اندیشیدن انسان موضوعاتی را عرضه داشتهاند که سزاوار بررسی علمیاند. ما میتوانیم آنها را گردآوری و طبقهبندی کنیم، به مولفههای سازنده فروبکاهیم و از آنها قوانینی را استنتاج کنیم که تعیینکنندهی خاستگاهشان است، بر سیر رشد آنها حکمفرماست و زوالشان را ایجاب میکند. ما بهواقع با آنها دقیقا به همان سیاقی مواجه میشویم که زمینشناس با سنگها و فرایند تشکیل سنگها مواجهه دارد—نه از برخی جهات، بلکه به همان سیاقی که ستارهشناس با ستارگان و گیاهشناس با گلهای صحرا مواجهه دارد. یک علم زبان وجود دارد، چنانکه یک علم زمین و گلها و ستارگانش وجود دارد. این علم، بهمثابهی یک علم جوان، هنوز از کمالی که به لطف غولان متفکر اعصار و سرزمینهای مختلف در ستارهشناسی و گیاهشناسی و حتی زمینشناسی بهدستآمده بسیار دور است، اما شاید بههمیندلیل است که از همهی آنها جاذبهی بیشتری دارد. علم زبان علمی جوان و روبهرشد است که هر ساله نیروی نوینی از آن ساطع میشود، دورنماهای جدید در آن گشوده میگردد و حوزههای جدیدی در هر سویش نمایان میشود. علم زبان به دانشجویانش پاداشی ارزانی میدارد که بیش از انتظاری است که از خاک خستهی دیگر علوم سالخوردهتر انتظار میرود. کل جهان گویا بر دانشجوی علم زبان گشوده است. خاکی بکر مجاور کوی ماست و قارههایی که هنوز فتح نشدهاند...
ترجمه از درسگفتارهایی پیرامون علم زبان، ۱۸۶۶، ماکس مولر (زبانشناس، خاورشناس و مورخ ادیان):
Muller, Friedrich Max, (1866) 1875, Lectures on the Science of Language. New York: Scribner. p. 9-10.
کلمات کلیدی: متون کلاسیک، ماکس مولر، زبانشناسی